غزل خونه

این روزها...
نویسنده : وحید باقرلو - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۸
 

_ این روزها سرم خیلی شلوغه. از یه طرف روزای آخر خدمت سربازی و کارای ترخیص از خدمت، از یه طرف گواهینامه رانندگی و تمام دنگ و فنگاش، از یه طرف کارای شرکت که هر روز بیشتر و بیشتر میشه تا حدی که معمولا در شرکت، در بهترین حالت وقت میکنم ٣-٢ ساعت یه بار کامنتام رو چک کنم...

_ بی تا هم رفت، مثل محمد که پیشتر رفت، مثل مرتضی که خیلی پیشتر رفت و مثل حبیب که چند روز دیگه میره. یعنی واقعا کشورمون انقدر گهه که همه کم کم دارن میرن؟

_ حال و هوای انتخابات رو دوست دارم. یه تنوعه و یک تفریح برای مردم. نتیجه ی کار هم اهمیت زیادی نداره. خیلی باحالیم ما مردم ایران. (ضمنا ما هم اگر رای بدهیم که نمیدهیم! به میرحسین رای میدهیم تا بین بد و بدتر و افتضاح و غیرقابل تحمل، همان بد را انتخاب کرده باشیم)

_ در کامنتای پست آخر حمید دیدم که بعضی از دوستان با شنیدن خبر جدا شدن حمید از ایرانسل، خوشحال شدند و خیلی ها گفتن که ما هم میرویم و استعفا  میدهیم از کارمان و از این حرفها... بابا بی خیال... چه کاریه حالا؟!

_ ضمنا ٣-٢ روزیه که با حمید همکار شدیم. تجربه ی نو و عجیب و غریبیه...

_ همیشه توی زندگیم ارادت خاصی به حضرت فاطمه زهرا (س) داشتم و گهگاه نتیجه این ارادتها رو هم دیدم. و فردا پایان غم انگیز قصه ی یاسه...

_ این روزها اوس کریم بعد از مدتها داره یه حال های اساسی به ما میده. دمش گرم. خرتم اوس کریم...

پی نوشت١: خجالت نمی کشید به خلوت خیال پریشان سر نمی زنید؟! وبلاگ به این خوبی، حیف نیست انقدر کم بازدیدکننده داشته باشه؟

پی نوشت٢: وبلاگ فوتوهایکو رو که دیدین حتما و میشناسین طرز کارش رو؟ خب من واسه خودم یه بار دیگه مرور میکنم: ببین وحید جان! این فوتوهایکو یه وبلاگیه که میاد یه عکس میذاره و بقیه میان و دربارش هایکو میگن. خیلی وبلاگ باحالیه...!!!

پی نوشت٣: من اگر خیلی زحمت بکشم و خیلی به خودم فشار بیارم! شاید ماهی یه بار کامنتای خصوصیم رو چک کنم. پس یا دوستان لطف کنن و کامنتاشونو عمومی بذارن، یا در کامنتای عمومی بگن که نظر خصوصی گذاشتن برام تا ببینم...

پی نوشت۴: گاهی اوقات میرم توی وبلاگ بعضی از دوستان و اتفاقی میبینم که من رو لینک کردن و من هنوز وقت نکردم لینکشون کنم. کاش که این دوستان لطف کنن و عمومی یا خصوصی برام کامنت بذارن و بگن که من رو لینک کردن تا من هم لینکشون کنم و شرمندشون نشم...

دیگران نوشت: آقا وحید عزیز! فکر کردی چه گهی هستی که اینطوری نظراتت رو توی وبلاگت با اعتماد به نفس فراوان بیان میکنی و خوشحال، برای خودت بیانیه و دستور صادر میکنی؟!!!

هیچی...

همین...

دوستی ها مستدام...


 
comment نظرات ()