غزل خونه

نسل سوخته
نویسنده : وحید باقرلو - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸
 

شنیدید که یکی از هموطنان اسکلمون واسه سوسانو خودکشی کرده بود؟

اینم شنیدید که دو تا خونواده رفته بودن صحرا واسه پیک نیک و موقع برگشن از ترس اینکه حتی یک ثانیه از اول این سریال ...می و ...شعر رو از دست بدن دختر ۴ساله شون رو جا گذاشتن و شب که به خونه ی هم زنگ زدن فهمیدن دخترک معصوم خونه ی هیچکدوم نیست و تو صحرا جا مونده و در نهایت نصفه شب جنازه ی چنباتمه زده ی اون طفل معصوم رو پشت یه تخته سنگ پیدا کردن که از ترس توی تاریکی صحرا جون داده بود؟

میگن این مرتیکه ی کوسه جدیدا اومده ایران. ملت هم خودشونو جر میدن واسش و صدا و سیما هم فرت و فرت ازش گرازش میگیره و نشون میده و ملت اسکل هم خرکیف میشن. صدا و سیمایی که براش مهم نبود از روز شنبه، ٢٣ خرداد تا حالا چه اتفاقاتی افتاده. صدا و سیمایی که به قول یکی از رفقا برای فوت فرهاد مهراد و احمد شاملو و امثال اینها حتی یک گزارش هم نگرفت. صدا و سیمایی که ربنای شجریان رو گفته حذف میکنه. (نمیدونم این گه رو خورده یا نه) صدا و سیمایی که مثل سگ دروغ میگه و مطمئنه که اکثریت مردم ابله باور میکنن. صدا و سیمایی که ... (ولش کن بابا. یکی دو تا که نیست. کدومو بگم)

بگم؟ نگم؟ بگم؟ نگم؟ بگم؟ نگم؟...

میگم:

آی هموطنان ابله و بی شعور و ساده لوح و بی سواد و بی جنبه و ناآگاه و بی فرهنگ و زبون نفهم و خر...

بکشید که هرچه می کشید حقتونه. ما هم می کشیم از شما که این سرنوشت محتوم ماست، سرنوشت نسل سوخته...


 
comment نظرات ()