غزل خونه

بازی
نویسنده : وحید باقرلو - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
 

سلام علیکم

به دعوت حضرت کرگدن مینویسم:

پنج تا از کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم و نتوانستم:

١- شدیدا دوست داشتم بازیگر شوم و موقعیتش هم پیش آمد و دنبالش نرفتم...

٢- عمیقا دوست داشتم گیتاریست شوم. گیتارش را هم در اوج بی پولی خریدم و یک گیتاریست خوب هم التماس میکرد که یادم دهد و دنبالش نرفتم...

٣- نیز دوست داشتم شاعر پرکاری باشم با غزلهای خوب و ترانه های خوبتر. هنوز هم حداقل دو-سه روز یکبار یک غزل یا ترانه ی خوب در ذهنم طنین می اندازد و من نمینویسمش...

۴- همچنین دوست داشتم یک عشق ناب داشته باشم ولی هربار یا لیاقتش را نداشته و یا لیاقتش را نداشتم...

۵- و خیلی کارهای دیگر که علاقه و موقعیتش را داشتم و نکردم. ولی خب راضی ام از اینکه کارهایی را کردم که دلم خواسته و اگر اوقاتی از زندگی ام را به بیهودگی گذراندم، لابد لذت بردم از آنگونه گذراندن و شکایتی ندارم از خودم و روزگار...

پی نوشت: اگر خیلی دیر به دیر آپدیت میکنم دلیل اولش این است که سرم خیلی شلوغ است و دلیل دومش هم شاید اینکه خالی ام. خلاصه شرمنده اگر بر در و دیوار غزل خونه گرد و غبار نشسته و وقت و حال خانه تکانی ندارم...


 
comment نظرات ()