برای روز میلاد تن من...

سلام علیکم

به روایتی امروز روز تولدمان است. یعنی در شناسنامه ٢٩ شهریور هستیم و در واقعیت ٢٩ مهر. با روز تولدمان کلا حال نمیکنیم. اگر در پاییز نبود کلا فراموشش میکردیم. شدیدا و عمیقا مراتب سپاس و قدردانی مان را به استحضار دوستان و عزیزانی که ما را تحمل میکنند و وبلاگمان را میخوانند و آپدیتهای دیر به دیر و چرند ما را به رویمان نمی آورند و تولدمان را تبریک میگویند، میرسانیم...

هر کاری کردیم که اولین شعری را که با شنیدن واژه "تولد" به ذهنمان میرسد را ننویسیم نشد:

برای روز میلاد تن من

نمیخوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم سنت دیرینه حتی

برایم جام سرمستی بنوشی...

حبیب هم دیشب رفت که رفت. خدا به همراش. میدونم که موفق میشه و پیشرفت میکنه. خیلی گله، خیلی. هرچند دیر به دیر میدیمش ولی خب دیدنش و همکلام شدن با او نعمتی بود بی شک که از این به بعد محرومیم از این نعمت. (همینطوری گفتیم بگوییم که حبیب رفته و دوستش داریم و دلمان برایش تنگ میشود، نمیدانم چرا گوشه ی چشمهایمان نم شد...)

نیز نمیدانیم چرا دیشب ترانه ی جاودانه ی اندی (فرودگاه) را همش در ذهنمان مرور میکردیم...

از تعطیلی احتمالا موقت وبلاگ کرگدن هم کمکی دلمان گرفته...

این بود انشای من!!!

/ 70 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترآبان

الان تازه دیدم ... منگوله دیگه عین خودم [نیشخند]

دخترآبان

خدا کنه جواد همیشه بهتون مرخصی بده تا وقت وب خونی داشته باشی [چشمک][نیشخند]

دخترآبان

راستی وحید . . . . وحید . . . . وحید با توام . . . . گوش کن . . . فقط میخواستم اینو یادت بندازم [ابله] [زبان][نیشخند]

کلاسور

السلام و علیک یا ایها الشمالون !!!!!!!!!!!!

زري

چرا نمي نويسي تو؟ موندي توي روز تولدت؟ جوگير شدي ها وحيد!!! بزرگ شو ديگه...تا هميشه كه نبايد نوزاد بموني ني ني!

مامادو

الهی عین این سوسک بی ریختا بشم من ... چرا من نفمهیدم یه پست جدید نوشتید ؟؟؟ اونم یه پست برای سالروز تولد ... [وحشتناک]

پریشان

salam...kheili vaght bud forsat nashode bud biam inja...tavalodet mobarak...albate ba ye alametakhiro sharmandegi...in sheri ke neveshtio ruze tavalodam vasam comment gozashte budi...manam nemidunam ba tavalod chera in shero zemzeme mikonaam...omidvaram salamat o shad bashi...

سرندی

چه خوبه اینجا آرومم می کنه حرف هایی از ته دله انگار که لاجرم...