بازی

سلام علیکم

به دعوت حضرت کرگدن مینویسم:

پنج تا از کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم و نتوانستم:

١- شدیدا دوست داشتم بازیگر شوم و موقعیتش هم پیش آمد و دنبالش نرفتم...

٢- عمیقا دوست داشتم گیتاریست شوم. گیتارش را هم در اوج بی پولی خریدم و یک گیتاریست خوب هم التماس میکرد که یادم دهد و دنبالش نرفتم...

٣- نیز دوست داشتم شاعر پرکاری باشم با غزلهای خوب و ترانه های خوبتر. هنوز هم حداقل دو-سه روز یکبار یک غزل یا ترانه ی خوب در ذهنم طنین می اندازد و من نمینویسمش...

۴- همچنین دوست داشتم یک عشق ناب داشته باشم ولی هربار یا لیاقتش را نداشته و یا لیاقتش را نداشتم...

۵- و خیلی کارهای دیگر که علاقه و موقعیتش را داشتم و نکردم. ولی خب راضی ام از اینکه کارهایی را کردم که دلم خواسته و اگر اوقاتی از زندگی ام را به بیهودگی گذراندم، لابد لذت بردم از آنگونه گذراندن و شکایتی ندارم از خودم و روزگار...

پی نوشت: اگر خیلی دیر به دیر آپدیت میکنم دلیل اولش این است که سرم خیلی شلوغ است و دلیل دومش هم شاید اینکه خالی ام. خلاصه شرمنده اگر بر در و دیوار غزل خونه گرد و غبار نشسته و وقت و حال خانه تکانی ندارم...

/ 127 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریشان

نمی خوای بنویسی؟

دخترآبان

والا من یکی ناامید شدم ... یعنی میشه فردا که اومدم اینجا تو نوشته باشی ؟!!!

حمید

نوشتی"اصلا به من و تو ربطی نداره که اگه خیال رو درک نمیکنیم، به خیال کسی گیر بدیم و مسخره بدونیمش"... فکر کنم پست آخرم رو با دقت نخوندی...اولا که من خیال هیچکس رو مسخره ندونستم...فقط گفتم مسخره اس که آدم هنوز عاشق کسی باشه که ازدواج کرده رفته و حالا توی وبلاگش با خوشحالی تمام داره شرح خوشبختیش رو مینویسه بدون اینکه ذره ای فکر کنه ممکنه طرف ناراحت بشه...مثلا میمرد اگه نمینوشت یا حداقل با یه اسم دیگه مینوشت؟... این از این...

حمید

بعد هم نوشتی"اصلا از لحاظ اخلاقی نمیگم، از این لحاظ میگم که به چیزی گیر دادی که مفهومش رو نمیفهمی"...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جدا منتظرم بیای توضیح بدی که بر چه پایه و اساسی تشخیص دادی که من مفهوم عشق رو نمیفهمم!!!؟؟؟؟؟؟...و اصلا چرا فکر میکنی در حدی هستی که بخوای در مورد عمق فهم آدما درباره مسائل انسانی نظر بدی!؟؟؟... امیدوارم حرفت رو بد فهمیده باشم و منظورت این نبوده باشه...

مردآشوب

سلام به روزم با ای روح جدا مانده ام فرو شو به کالبدی که سالهاست از روح دلدادگیها تهی مانده بیا به دیدنم [گل]

بهاره الف

جان اموات محترمت یک کم از برادرات در امر آپ کردن یاد بگیر دهنمون صاف شد بلکه هر روز اومدیم و دیدیم خبری نیست.

دخترآبان

اصلا واسه این نیومده بودم که بگم آپ کن و اصلا هم منتظر آپ نبودم !!!!!!!!!!!!!!

محبوب

وای چه بد . یاد کارهایی افتادم که می تونستم انجام بدم و دنبالش نرفتم .