از شاعر ترسو بپذیرید همینقدر...

آنــقــدر خـرابـم کـه نــشــد لال بــمــانــم

انصاف در این نیست: "به هر حال بمانم"

 

ماندم که به فریاد در این جمع، بـمـیرم

یــا شـاعـر ِ تـنـهـا بــشـوم لال بـمـانـم

 

مـن ریــشـه دوانـدم به لجن زار ولـیـکن

ماندم که از این پس به چه منوال بمانم؟

 

پـر بـاز نـکـردم من و پـرواز نکردم

باید من ِ بزدل، من ِ بی بال بمانم

 

عمری ست که جا مانده ام از هر سفری، باز

تــقــدیــر بـر ایـن اســت بــداقــبــال بــمــانــم

 

آن مـیـوه رسیده ست ببینید، بچینید

امــا بــگــذاریــد مـن ِ کــال بــمـانـم

***

نه، ذات من این نیست، بزرگی ست، درشتی ست

بــایــد کــه مـن ایــن بــار بــه غــربــال بـــمـــانـــم

 

هـر سال ز جمعی که بریده ست بریدم

شاید شده وقتش که از امسال بمانم...

وحید باقرلو

ساعت 1 بامداد سه شنبه 9/4/88

/ 138 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایرن

سلام منو از این به بعد این جا بخون! راجع به شعرتم نظر نمی دم چون ازش گذشته و سرد شده.... ایشاله بعدی که از تنور دراومد مزاحم میشیم...

مامادو

ییییییییییییییییهو روز آپتون رو هم میگفتید بلکن غمباد نگیریم ما ...

س ا ر ا

خداحافظ تهران ...خداحافظ وحید!گاهی به دیدارم بیا .

غزل خونه

خدانگهدارت کلاغ زرد... نمی دونم ما دیر اومدیم بلاگستان یا شما زود رفتی... هرجا که هستی موفق باشی دوست من...

نسرین

سلام دوست عزیز وبتون خیلی قشنگه خوشحال میشم اگه به منم سر بزنی منتظرتم همیشه شاد باشی[قلب]

شاعر اردیبهشت

سلام دوست عزیز از غزل تون لذت بردم واقعا عالی بود غزل جدید من هم منتظر شماست

قاصدک

زیبا بود لذت بردم ای کاش ببینم ز تو شعری متفاوت تا باز بخوانم وسرحال بمانم