مردی که روبروی تو سیگار می کشد...

 

سیگارم را با ولع روشن کردم

و با نفرت خاموش

مثل عشقم...

 

/ 76 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریشان

کم کمک حسودیمان میشود به این همه کامنت نامه های شما...چه تهدید کننده...چه تحدید کننده!

بی نام

اونو که مطمئن باش حتما دست این کرگدن جنایتکار توی کاره [نیشخند]

وحید باقرلو

ای بابا گیر دادینا!!! حالا تهدید با تحدید چه فرقی داره؟! جان کلام رو بگیرین و نذارین دربره!

اشرف گیلانی

قدیما یه شعری نوشته بودم: یه پک بزن به هرچی یه پک بزن به سیگار

یواشکی

سلام: تلخ و غم انگیز بود... ولی زیبا... شعر قبلی تونم خیلی خوب بود... شما شاعر خوبی هستین...[گل]

دختر آبان

ای وای این بی نام ما هستیم اما نمیدونم چرا اسم مبارکمون رو نشون نمیده [نیشخند]

یکارمندانشجو

چقدر از با ولع روشن کردن و با نفرت خاموش کردن متنفرم ... خدا میدونه که چقدر متنفرم... ارادتمندیم جناب باقرلوی جینیور!

الهام

فکر کنم صاحب اون پست خاصت پیدا شده! این گل ها هم رده پاشه تا تو بهش برسی[شیطان][نیشخند]

من و من

آخه من با چه زبونی به شما عناصر ذکور بگم نکش داداش من سیگار نکش!!!!!!( آیکون یه خانوم عصبانی!)

سعید مجید حمید

هرچند ما خبری از عشق نداشته ایم و نداریم،‌ اما دست مردم که دیدیم ، فکر می کنم عشق با ولع شروع نشه و البته مطمئنم که تموم شدنی و خاموشی پذیر هم نیست که گفته اند : "مطربان رفتند و صوفی در سماع/عشق را آغاز هست انجام نیست"