غریب آشنا

 

چهره ات چقدر برایم آشناست.

تو مرا یاد خاطراتی که نداشتم می اندازی...

 

 

/ 91 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا باقری شاد

شما چرا به روز نیستی؟ حضورت که در وبلاگ ها فعاله!!!

رعنا

تو رو هم باید تهدید کرد که به روز بشی؟

حمید

از بس این سیم اتصال ما به دنیای مجازی شله و قطع و وصل میشه تا الان نشده بود نظرمو درباره این طرح قشنگت بنویسم!یه حسرت و در عین حال بیخیالی و "از ما که گذشت" توش هست که اولین باری که خوندم اشک تو چشام جمع شد...

حمید

نمیدونم...شایدم چون این طرحت شبیه حال اینروزای منه انقدر روم تاثیر گذاشت...در هر حال خیلی باهاش حال کردم...

حمید

در مورد این عکسه هم باید بگم واقعا کپ کردم که بقیه برداشت پروانه ای ازش کردن!من یکی که با دیدنش بدنم مورمور میشه و یاد مرگ و فیلم ترسناک می افتم!به خدا جدی میگم!صفحه رو میارم پایین تا این عکسه توش نباشه!جدی جدی تا حالا فقط به عقلم شک داشتم با این عکسه به درک زیبایی شناسیم هم مشکوک شدم!

من یه صمدم

سلام . کل مطلالبتو بعلاوه تمامی نظرات دوستانتو خوندم. از بیکاری نبود، از ارزشی که برام داری. وحید باقرلوی سه سال دیگه رو بیشتر دوست خواهم داشت. ( از لحاظ کارات) خواهشن ( اگر صلاح دونستی) شرحی برای کارات ننویس،هر چقدر هم برات عزیز باشه.{به همین سادگی} داداشتم(کَر- گِدن} منو یاد معلمایی میندازه که میخوان شاگرداشونو یه روزه دکتر،مهندس کنن...

کرگدن

این صمد داداش ممد نیست ؟! ضمنن والا ما هیچوخ نخواستیم یه روزه کسی رو کاری کنیم جان خودم !!

اشرف گیلانی

خوش به حال دیوونه که همیشه خندونه... ......................

شادی

سلام[لبخند] تو مرا یاد خاطراتی که نداشتم می اندازی، چه جمله قشنگی[گل] گاهی وقتها چیزهایی رو می بینیم که حسی رو بهمون می دن که با اینکه هیچوقت تجربه اش نکردیم اما برامون آشناست.

مریم اسحاقی

سلام. تو مرا یاد خاطراتی که نداشته ام می اندازی... چه طرح ویران کننده ای است این باران و سبزه هایت شاعر لذت بردم غریب آشنا[گل]