این روزها...

_ این روزها سرم خیلی شلوغه. از یه طرف روزای آخر خدمت سربازی و کارای ترخیص از خدمت، از یه طرف گواهینامه رانندگی و تمام دنگ و فنگاش، از یه طرف کارای شرکت که هر روز بیشتر و بیشتر میشه تا حدی که معمولا در شرکت، در بهترین حالت وقت میکنم ٣-٢ ساعت یه بار کامنتام رو چک کنم...

_ بی تا هم رفت، مثل محمد که پیشتر رفت، مثل مرتضی که خیلی پیشتر رفت و مثل حبیب که چند روز دیگه میره. یعنی واقعا کشورمون انقدر گهه که همه کم کم دارن میرن؟

_ حال و هوای انتخابات رو دوست دارم. یه تنوعه و یک تفریح برای مردم. نتیجه ی کار هم اهمیت زیادی نداره. خیلی باحالیم ما مردم ایران. (ضمنا ما هم اگر رای بدهیم که نمیدهیم! به میرحسین رای میدهیم تا بین بد و بدتر و افتضاح و غیرقابل تحمل، همان بد را انتخاب کرده باشیم)

_ در کامنتای پست آخر حمید دیدم که بعضی از دوستان با شنیدن خبر جدا شدن حمید از ایرانسل، خوشحال شدند و خیلی ها گفتن که ما هم میرویم و استعفا  میدهیم از کارمان و از این حرفها... بابا بی خیال... چه کاریه حالا؟!

_ ضمنا ٣-٢ روزیه که با حمید همکار شدیم. تجربه ی نو و عجیب و غریبیه...

_ همیشه توی زندگیم ارادت خاصی به حضرت فاطمه زهرا (س) داشتم و گهگاه نتیجه این ارادتها رو هم دیدم. و فردا پایان غم انگیز قصه ی یاسه...

_ این روزها اوس کریم بعد از مدتها داره یه حال های اساسی به ما میده. دمش گرم. خرتم اوس کریم...

پی نوشت١: خجالت نمی کشید به خلوت خیال پریشان سر نمی زنید؟! وبلاگ به این خوبی، حیف نیست انقدر کم بازدیدکننده داشته باشه؟

پی نوشت٢: وبلاگ فوتوهایکو رو که دیدین حتما و میشناسین طرز کارش رو؟ خب من واسه خودم یه بار دیگه مرور میکنم: ببین وحید جان! این فوتوهایکو یه وبلاگیه که میاد یه عکس میذاره و بقیه میان و دربارش هایکو میگن. خیلی وبلاگ باحالیه...!!!

پی نوشت٣: من اگر خیلی زحمت بکشم و خیلی به خودم فشار بیارم! شاید ماهی یه بار کامنتای خصوصیم رو چک کنم. پس یا دوستان لطف کنن و کامنتاشونو عمومی بذارن، یا در کامنتای عمومی بگن که نظر خصوصی گذاشتن برام تا ببینم...

پی نوشت۴: گاهی اوقات میرم توی وبلاگ بعضی از دوستان و اتفاقی میبینم که من رو لینک کردن و من هنوز وقت نکردم لینکشون کنم. کاش که این دوستان لطف کنن و عمومی یا خصوصی برام کامنت بذارن و بگن که من رو لینک کردن تا من هم لینکشون کنم و شرمندشون نشم...

دیگران نوشت: آقا وحید عزیز! فکر کردی چه گهی هستی که اینطوری نظراتت رو توی وبلاگت با اعتماد به نفس فراوان بیان میکنی و خوشحال، برای خودت بیانیه و دستور صادر میکنی؟!!!

هیچی...

همین...

دوستی ها مستدام...

/ 62 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدف

سلام عرض شد آره این بازیه برای منم زیاد حذاب نبود تبریک بابت تمومی دوران سربازیت راستی شنیدم کواهینامه کرفتن خیلی راحتتر از قبل شده آره؟ باید توکلاسای تئوری شرکت کنی و نمیدونم 100 هزارتومان هم بدی کلاسا هم تضمینیه و سرهنکای بازنشسته میحرخونند اینا درسته؟ واقعا همه از ایران دارن میرن؟ وای فکرشو بکن همه دوباره باید از صفر شروع کنن بیرون از ایران هم دردسرای خودشو داره

؟

يه خصوصي داري.يه شعره .اميدوارم خوشت بياد

کرگدن

آره ؟! اینجوریاس ؟! خصوصی و اینا ؟!!

وحید باقرلو

مرسی خیلی زیبا بود. عالی بود. شعر از کی بود؟ حالا شعر به این خوبی چرا خصوصی؟!

محبت

چی بگم ؟ .... انقدر ریز ریز نوشتی که باید یه صفحه واست نظر بذارم [چشمک]..... ولی همه اش نشون میده که تقریبا خوبی و این خیلی خوبه ...خدا رو شکر..... گواهینامه گرفتی تند نریا مادر !!!

پاییز بلند

درووووووووووووووووووود خوب یه عده دارن از یه شخص بت میسازن و یه عده ی دیگه رو به قول نصر الله خان مثل من میزارن سینه دیوار و یه خشاب کامل روشون خالی میکنن، وحید عزیز و آقا عباس که کلی هم قبولتون دارم شما بفرمایین این آقای اخلاق گرا ی شما که علمدار حقوق بشر و احقاق حقوق شهروندی هم هست و دست به دست بانو،باراک اوباما آنه معاب، همه جا میچرخن چه نقشی در اتفاقات 67 داشت؟ این 20 سال کجا بود؟ درسته که شما ها مدعی میشید که این اقا تغییر کرده و تغییر خوبه و نشانه ی پیروزی همین مردمه اما چه تضمینی هست که ایشان هم به وعده های قشنگ عمل کنن؟ اصلن عمل هم بکنن! چه نضمینی هست که مانند خاتمی، مصادره ی نظام نشوند؟ من باز هم میگم این انتخابات سالم نیست، از اصل و ریشه جعل شده، با تائید 4 شخص برای کاندیداتوری ریاست جمهوری علنن مردم ما حقیر و پست نشان داده می شوند، مردمی که انسان نیستند، شعور ندارند و کلن گوسفند هستند و ... و شورای نگهبان (عده ای مرجع و روحانی) برای این هفتاد میلیون تعیین میکنند که از بین 4 گزینه باید انتخاب کنن! این امر اجتناب ناپذیر و خفت باره! حالا شما بیا بگو اخلاق گرایی! بیا بگو اصلاحات، بیا بگو حق و حقوق و

بهزاد بهادری

سلام به روزم با 1_حقیقتی که تلخ است مثل قهوه 2_انتخابات یا انتصابات یا افتضاحات 3_فصل نامه ی ادی کولاژ 4_نمایشگاه کتاب 5_گروس عبدالملکیان 6_ بخت خودتان را ازمایش کنید و سری کامل کتابهای بابک احمدی را هدیه بگیرید ! 7_بررسی سیر غزل امروز 8_فراخوان جشنواره ی شعر کوتاه 9_ و یازده طرح و کاریکلماتور منتظرم ... تا بعد

پاییز بلند

درووووووووووووووووووووووووووووووود خسته نباشی رفیق، میدونم این روزهای شلوغ و سخت پدر آدم رو در میاره، شاید من خیلی متوقع باشم، نمیدونم، اما اینو میدونم که ارادتمندیم قربان اونم شدید! به روی چشم آدرس وبلاگ رو هم از این به بعد میزاریم قربان راستی من شما رو لینک کردم امیدوارم ممانعت نکنید [چشمک] شاد باشی و بر قرار

پاییز بلند

-------------------------------------------------------------------------------- دروووووووووووووووووووووووووووووووووووود همچنان مخلص ِ خلوص شمائیم، خالصانه! [چشمک] کامنت هایی رو که برای یکارمندانشجو نوشته بودید رو کاملن و با دقت خوندم... اما به شخصه فکر میکنم رای دادن تو این شرایط و با این قواعد کار درستی نیست و با رای دادن زیر اقرار حقارت و بی شعور بودن خودمون در جهت تائید نظر رژیم امضاء گذاشتیم، من فکر میکنم باید روی نهاد های مدنی کار کرد تا به انتخابات فاسد و امیدهای مقطعی ریاست جمهوری اکتفا کرد و بر روی آینده های مبهم سرمایه گذاری کرد. برای نظرتون هم که برای این پست گذاشتید سپاسگذارم و ارادت دارم هوارتااااااااااااااا پاییز بلند

سمیرا منفرد

پدرم تو ای سی یو هست و حالش خوب نیست براش دعا کن لطفا...ممنونم