لال

وقتی همیشه حرفات می ماسه رو زبونت

وقتی بـمـیـره هر شـب صـد تا غزل درونت

 

وقتی بهار باید نُو شی نمیشی اما

تنها امـیـدت ایـنـه: بازم میاد خزونت

 

وقتی بفهمی از عشق خالی شده وجودت

حس می کنی که پـیـری مُرده من ِ جوونت

 

وقتی خودت ببینی بسته کمر به قتلت

تنها کَـست، عزیزت، مـحرم و مهربونت

 

وقتی که روی دوشت سنگین ِ بار غـصـه

بغضت رو میخوری هِی، سیگار ِ همزبونت

 

وقـتی که گـرگ قـصـه بازم زده به گـله

چشماشو بسته داره نی میزنه شبونت

 

وقتی که زخم داری، زخمی عمیق و کاری

حس می کنی رسیده خنجر به استـخونت

 

وقتی شکسته دستت، باشی نباشی آرش

یک مـلـعـبـه ست تیر و یک مـلـعـبـه کمونت

 

وقتی که کم میاری، وقتی تـمـومـه کارِت

وقتی از این جماعت تا لب رسیده جونت

...

چیزی نگو، ولش کن، انگار لالی اصلا

دنیا و کائـنـاتـش کلا به چـیـز... اونِت

/ 89 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا باقري شاد

كجايي شما برادر؟

زهرا باقري شاد

كجايي شما برادر؟

احسان پرسا

سلام بر وحید نازنین راستش هر وقت پست های محسنو که توضیحی درباره تو داره می خونم می بینم کاملا دقیق تو رو وصف کرده چون همون حس که محسن می گه تو شعرهات آشکاره.. تم شعرهاتو خیلی دوست دارم و با من شعرهات احساس همذات پنداری می کنم. بعضی از بیت های این ترانه اونقدر قوی و تاثیرگذارن که آدم دوست داره چند بار زیر لب زمزمه شون کنه: وقـتی که گـرگ قـصـه بازم زده به گـله چشماشو بسته داره نی میزنه شبونت وقـتی که گـرگ قـصـه بازم زده به گـله چشماشو بسته داره نی میزنه شبونت وقـتی که گـرگ قـصـه بازم زده به گـله چشماشو بسته داره نی میزنه شبونت وقـتی که گـرگ قـصـه بازم زده به گـله چشماشو بسته داره نی میزنه شبونت

من و من

خوبی وحید؟

نگار

احوالات ؟؟؟ نمی خوای بنویسی شما خدای نکرده؟؟؟؟

من و من

همین جوری دلم تنگید برات

دخترآبان

منظورت از اینکه الان کامنتات رنده چیه هان ؟!! واقعا چرا دوست نداری من وظیفمو انجام بدم ؟!! [خنثی][نیشخند]

محسن باقرلو

کرگدن گفت بیا اینجا یه کم فحش بهت بدم بلکم آدم شی و جای اینکه سار ساعت و نیم حمومت رو طول بدی یه ربع هم واسه آپدیت کردن وخت بذاری گلابی نقلی !!!

نيما تابان

[گل]وبلاگ خوبی داری .وبلاگ شور ترانه آپ شد .[گل]