هذیون

 

"هذیون"

نه تو لیلی، نه من مجنون، نه عشقی توی دلهامون

فـقـط عـادت دلـیـلی شد بـمـونـی بـر سـر پـیـمـون

 

چه روزی بود اون روزی که گفتی من وفادارم

و مـن هـم بـاورت کـردم صـلات ظهر تابستون

 

برو ای آخرین معشوق مردی پاک و رویایی

بذار تـنـها بـمونم باز با قـلـبی لـبـالـب خون

 

دلت پیشم نبود، از اولش من زنگ تفریحی

شدم تا قبلـیا بهتر بـرن از خـاطـرت بـیـرون

 

عزیزم من که می دونم پشیمونی ولی دیگه

چـه فـرقـی داره بودن یا نبودن با تو در بارون؟

 

تـو حـتی دیگـه لایق نیستی تا توی شعرام

بمونی، خب ولی این آخرین شعرامه خاتون

 

و حالا دیگه می دونم چجوری توی این شبها

بـبـافم یـک غزل از تـار و پـود گـریـه با هذیون

 

پینوشت: این شعر واسه چند سال پیشه و از ترانه ی  خواننده ی جاودانه ی ترکیه، احمد کایا الهام گرفتم:

نه سن لیلی سون، نه د بن مجنون...

 

 

/ 70 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم ترین

سلام...مثل اینکه خیلی وقته که اینجا نبودم...چقدرررررررررررررررررر دل نشین بود...دمت گرم...عکس هم مثل همیشه خیلی جور بود...واقعا من به تو امیدوارم وحید جونم...و برات هزار هزار تا ارزوی خوب دارم عزیزم...[قلب][ابرو]

عباس

سلام...بیا و قصه ای دیگر آغاز کن ...هرچند دیگه تو این دیار لیلایی باقی نمونده اما تو مجنون باش ...یا حق

شادی

سلام ببین من این ترانه رو چندین بار خوندم فکر کنم به نظرم این بیتش که می گه: "تـو حـتی دیگـه لایق نیستی تا توی شعرام بمونی، خب ولی این آخرین شعرامه خاتون" زیاد وزن هماهنگی نداره[خجالت]

سمیرا منفرد

ممنون دوست همیشه در صحنه

نگار

اولآ اسکل خودتی!! [نیشخند] بعدشم مرسی ... اینجوریام نیس بابا ! اونجوریاس !!! [زبان] ولی جدا از شوخی ... من خیلی سعی دارم بنویسم و هر روز هم بهتر. خیلی هم می نویسم ... اگرچه ممکنه چارپنج روز یه بار وبمو آپ کنم. چون می خوام چیزی که دوستام می خونن چیزی باشه که به دل خودم هم چسبیده باشه. من توی کامپیوترم یه فولدر دارم که نوشته هامو اونجا سیو می کنم. شاید سه چهار برابر مطالبی که تابحال آپدیت کردم توی اون هست. من آدم زیاد کتاب خونی نیستم برخلاف خیلی از شماها ... بیشترین الهام بخشم نوشته هاییه که می خونم توی وبها. برای همین شاید پروسه ی پیشرفتم کمی طولانی تر باشه از بقیه ... ولی بهرحال شروع به مطالعه هم کردم دوباره . بهتر شدن برای من ته نداره ... چون همیشه بهترین ها هستند [لبخند] ممنون که میای ... جدآ خوشحالم می کنی. خب کیو دیدی از تعریف بدش بیاد؟! [خجالت]

حمید

فکر میکردم خیلی وقته آپدیت نکردی و اومدم که کمی نصیحتت کنم ولی دیدم هنوز یه هفته نشده و دست خالی و بی نصیحت و با قلبی آکنده از غم میروم که رفتم!

مهسا

تو این دوره زمونه لیلا کجا بوده . مجنون کیه؟

مجتبی افشاری

سلامی ازدیارآشنا یاخچو سن اخوی[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

وحید باقرلو

مجتبی جان آدرس وبلاگت رو فراموش کردم. لطف کن اینبار آدرست رو هم برام تو کامنت بذار...

مجتبی افشاری

http://amirmahdeafshare.persianblog.ir