# غزل

مستی

  "مستی"   در اوج مستی استـکان از دستم افتاد او اینچنین از چشم‌های مـسـتـم افتاد   تـسـلیم بودم، دستها بالا... عزیزم تیر خلاصم را بزن خب، ... ادامه مطلب
/ 92 نظر / 221 بازدید